قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس

آسیاب ریگاره

آسیاب ریگاره

به تجربه ثابت شده یکی از اموری که باعث آرامش روح و طول عمر آدمی است، دیدار ازمکانهایی است، که انسان در آن متولد شده و یا آثار باستانی است.

خوشبختانه شهرستان نایین دارای آثار باستانی فراوانی است و بقول عباس کمالی شهردار اسبق نایین؛ «نایین کلکسیونی از آثار باستانی طول تاریخ ایران است که نظیر آن را در هیچ کجای دنیا نمی‌توان یافت» با این اوصاف این شهر شایسته توجّه و عنایت جدّی است، که انشاء الله اگر توفیق الهی مدد دهد، هر شماره به این مهم می‌پردازیم.

در این میان یکی از میراث ارزشمندی که در دهه ۸۰ به همّت میراث فرهنگی نایین و کارشناسان فرهنگی و اهالی محمّدیّه نایین بازسازی و مرمّت آن صورت گرفت آسیاب ریگاره محمّدیّه نایین می‌باشد که با طولی حداقل ۱۳۰ و عمقی ۳۰ متر۱حفر گردیده است.

در گذشته‌یی نه چندان دور یعنی حدود ۵۰ سال قبل، این آسیاب با سابقه بسیار دیرینۀ خود که به قبل از اسلام بر‌میگردد، فعّال و پر رونق بوده است. وقتی دمی به آن دوران چشم می‌اندازیم تا از اوضاع و احوال آن با خبر شویم خاطرات جالبی زنده می شود، که با یاد آن سرشار از لذّت می‌شویم. به طور مثال وسیله نقلیۀ آنان چه بوده؟ مردم چگونه از این آسیاب که نامش گویای قدمتی قبل از تاریخ اسلام است، استفاده می‌کرده‌اند؟ حال و هوای مردم چگونه بوده است؟

 

وسیلۀ نقلیه

تنها وسیلۀ نقلیه‌یی که درآسیاب ریگاره مورد استفاده قرار می‌گرفته، دارازگوش بوده است، وقتی این حیوان با بار گندم به آستانه در می‌رسید، آسیابان به کمک اطرافیان با احتیاط و آهسته آهسته حیوان را در سرازیری که در ابتدای مسیر بود، هدایت می‌کرد، بطوریکه بار آن سقوط نکند، و به نزدیک آسیاب در آخرین نقطه این مکان می رسانیدند.

براستی حال و هوای مردم در این آسیاب و رفت و آمد آنان دیدنی و شنیدنی است، وقتی  مشتری بارگندم و جو را بر روی حیوان می‌گذاشت و از فاصله دور و نزدیک بسوی آسیاب روان بود، حیوان با دقت خاصِ خودش و با محافظت همراه در حالیکه صدای زنگولۀ آن آرامشی را پخش می‌کرد، کم کم به در ورودی می رسید، مشتریان دیگر باید بیرون از آسیاب تحمّل کنند تا پس از تخلیۀ بار و برگشت حیوان با بازشدن مسیر، حیوان دیگری بار را به داخل آسیاب ببرد. در اینجا بود که روح همزیستی دست به دست هم می داد تا حیوان را به انتها برساند.

 

توجه جالب

بقول حاج حسن طحانی۲ که خود یکی از آسیابان‌های آن زمان است، «‌‌ در این اواخر آسیابان خود با چارپا به خانۀ مشتری می‌رفت و بار را تحویل می‌گرفت و به آسیاب می‌آورد، و هنگام رسیدن به در ورودیِ آسیاب، حیوان بار را با بردباری خاص خودش تا محل دستگاه می‌بُرد و پس از آرد شدن، آرد آماده شده را داخل کیسه یا جوال می‌ریختند و بر روی حیوان می‌گذاشتند، و حیوان به تنهایی بار را از این سربالایی به در آسیاب می‌رسانید و از آنجا آسیابان آنرا به مقصد می رسانید.»

در این مسیر برای راحتی عبور و مرور تمهیداتی اندیشیده شده، مثلاً وقتی از ورودی به داخل آسیاب وارد می‌شوید، پس از حدود ۱۰ الی ۱۵ متر در کنار راه، عقب رفتگی‌یی تعبیه گردیده تا چنانچه دو حیوان بخواهند از کنارهم عبور کنند، یکی، در عقب نشینی پهلو بگیرد و برای دیگری راه عبور هموار شود و به قول امروزی‌ها بار ترافیکی کم شود.

پس از طی این مسیر که حیوان به سراشیبی هدایت شد، آرام آرام به نزدیکی آسیاب می‌رسد. در اینجا    دو محل قابل توجه است؛ سمت چپ، جهت قرار دادن جوال‌های گندم یا جو؛ و سمت راست محل کارآسیابان            است.

به محض رسیدن حیوان به این محل، آسیابان یا همکاران خود که دو نفر بیشتر نیستند، به مساعدت مشتری می‌آیند و بار را تحویل می‌گیرند و حیوان از راهی که آمده بود، برای خارج شدن با صاحبش بر می‌گردد. معمولاً اگر بار کم بود، با کیسه‌یی توسط مشتری حمل می‌شد وآسیابان می‌گفت:

کیسه را آن کنار بگذارید و مثلاً بعد از نماز  بیایید.

 

آرام کردن حیوان

حال ممکن است این سؤال مطرح شود که چگونه حیوان را در این مسیر سخت آرام می‌کردند؟ در این مورد هرکس شیوه‌یی مخصوص داشت یک نفر با نشان دادن علوفه و دیگری با نزدیک کردن مُشتی جو به دهان حیوان، آنرا رام می‌کرد .

در این میان حاج حسین توکّلی، فرزند محمّد علی، برای رام کردن حیوان شیوه‌یی غیر معمول و شگفت را بیان می‌کند؛ ایشان میگوید: مادرمان به ما یاد داده بود که برای رام کردن درازگوش چند حبّه قند بردارید و به بینی آن نزدیک کنید، ما این کار را انجام می‌دادیم، به این صورت که حبه‌های قند را در کف دستمان قرار می‌دادیم و به بینی حیوان نزدیک می‌کردیم و حیوان با استشمام بوی قند آنرا با زبان به دهان خود می‌رسانید و به این وسیله و ابتکار حیوان همیشه مطیع و پیرو بود.

 

دستمزد و تِخسُش

پس از اینکه گندم یا جو توسط آسیابان به آرد تبدیل می‌شد، مشتری با لهجۀ محلی به آسیابان میگفت: «بی زحمت تِخسُش وِگیِرید» یعنی کارمزد را از جنس بردارید. مزد یک بار، که حدود یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، تقریباً یک مَن آرد (تقریباً ۶ کیلوگرم)می‌شد.

و آسیابان بنابر توافقی که از قبل با مشتری صورت گرفته بود، تِخس را به قول خودش بر‌میداشت. و دو طرف با خشنودی از یکدیگر با صفا و صمیمیت جدا می‌شدند و جالب است بدانید، این یک مَن شامل کرایۀ ایاب و ذهاب آسیابان هم بوده، نکتۀ آخر اینکه آسیاب شبانه روز دایربوده و شیفتی اداره می‌شده است.

مشتری، گندم را که به آرد تبدیل شده بود بار می‌کرد و باشادی و خرسندی این رزق حلال و سبوس‌دار را به نزد خانواده‌یی که منتظر آمدن آرد بودند می‌برد، تا

نان خانگی را با هیزم و چوب بپزند و چه لذتی داشت. آن‌ها  این نعمت‌های الهی را می‌پختند و می‌خوردند و قدر می‌دانستند، و خداوند را سپاس میگفتند.

پی نوشت

۱- سایت میراث فرهنگی نایین

۲- در مصاحبه با افق نایین

۳- اهالی محترم محلۀ باغستان

۴- آقایان بنده‌علی –حبیب نازوری – حسن طحانی

۵- خانم بنده‌علی (خانم شبانی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درباره ی مدیر سایت

مجله افق نایین ( فرهنگی ، اجتماعی) صاحب امتیاز : علی غفرانی کجانی تلفن تماس: 09132230727 03146254534 آدرس: نایین- زیرزمین پاساژ گلسرخ- دفتر مجله افق نایین

مطلب پیشنهادی

گردش‌گری فرهنگی و تاریخی در نايين-مرتضي صفايي ناييني

گردش‌گری فرهنگی و تاریخی در نايين مرتضي صفايي ناييني براستی روزی‌که؛ مرا ندایی رسید تا …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Powered by themekiller.com امداد رایانه اصفهان

تعمیر پرینتر در اصفهان hprepair.ir

نمایندگی تعمیر پرینتر canon در اصفهان hprepair.ir

شارژ کارتریج در اصفهان hprepair.ir