قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپرس وردپرس
خانه / آثار تاریخی شهرستان / روستا تاریخی کجان را بیشتر بشناسیم محقق : علی غفرانی

روستا تاریخی کجان را بیشتر بشناسیم محقق : علی غفرانی

کجان —————————————————- محقق : علی غفرانی

به نام آن که جان را فکرت آموخت

 مقدمه

درابتدا لازم به توضیح است که بقول مرحوم جلال آل احمد « گرچه در عرف و سیاست و فرهنگ ومطبوعات معاصر مملکت یک ده در هیج مورد بهیچ حساب نمی آید ولی بهر صورت هسته تشکیلات اجتماعی در باره ی این تمدن همین دهات پراکنده است» [۱] درباره کجان مطالب ناگفته فراوان وجود دارد ولی در این صفحات محدود امکان ارائه آن وجود ندارد لذا مطالبی بسیار مختصر را تقدیم اهل بصیرت می نماییم،امید واریم اهل خرد به جای خرده گرفتن مجالی فراهم نمایند تا به نام قلم جبران نماییم .

اصل مهم برای شناخت هر ملتی، حصول اطلاع از هویت ملی او است، که البته به تفکیک،این هویت متشکل از سه جزء یا سه عنصر است، که عبارتند از:

  1. هویت فرهنگی
  2. هویت سیاسی
  3. هویت تاریخی

و بقاء هر ملتی منوط است به ماندگاری این اجزاء سه گانه:

به راستی آیا بشر جز اندیشه چیز دیگری است؟ مولانا هم فرموده:

ای برادر تو همه اندیشه‌یی          مابقی تو استخوان وریشه‌یی

کجان در میان دو سبزه مهرجنان و باغستان

وقتی به«کَجان» فکر می‌کنم می‌بینم که این روستا برآمده از جان هزاران، هزار روستای ایران است که روزگارانی بس دراز را پشت سرگزارده و عمری چندین برابر آمریکا و اروپا دارد؛ ولی روز به روز و به سرعت، خصوصاً در سه دهۀ اخیر،آثار بجا مانده از اجزاء هویت خویش را از دست داده است! در این سالها که ما از آن عبور کرده‌ایم و بیاد داریم، افرادی، در پوشش دوره‌گردان، به روستاها می‌آمدند و اشیاء عتیقه ارزشمند و فراوان را مجانی، یا در مقابل یک عدد آب نبات چوبی، می‌گرفتند و می‌بردند. وامروز همۀ آنها را در موزه‌های فرانسه و انگلستان و….دیگرکشورهایپیشرفته تماشا می‌کنیم، و از پس آن دریغ است و افسوس که کاش آثار هویت ملی ما اینگونه به تاراج نرفته بود!!. بی‌تردید آنچه بجا مانده است از پیشینیان ما، که باستانیش می‌نامیم، بخشی از فرهنگ ما و قطعاً هویت ملی ما است. ولی از این هویت، امروز در روستای کهن کجان،  چیزی جز چند تپه کوچک خاک، یا ساختمانهای نوساز، خبری نیست. قلعۀ باستانی آن تبدیل به منزل مسکونی گشته، و سومین مسجد جامع ایران، از نظر قدمت، با کتیبه‌هایی از آیات قرآن و تاریخ بناء، که بیش از هزار سال را نشان می‌داد، ویران، و به صورت مسجد جدید، و به نام۱۴ معصوم ظاهر شده است.

خانه‌های قدیمی اعیان و بزرگان، که همه دارای دیوارهای سنگی و در و پنجره‌های هلالی و سقفهای ضربی و بعضاً چهار صفه بود، و اتاقهایی به نام معین داشتند، هرروز با وامهای بانکی تخریب، و به جای آن، خانه‌یی نو بناء می‌گردد.

کجان مملو از فرهنگ بود، هویتی دیرین داشت، و هنوز هم نام‌ها و اندکی از آثار باستانی قبل از اسلامش خود نمایی می‌کند. درخلال سطور پیش‌رو نمونه‌هایی قابل ذکر را تقدیم دوستداران سربلندی و شکوه ملی می‌نماییم:

این جهان پاک خواب کردار است                   آن شناسد که دلش بیدار است       (بیهقی)

معنی کلمه کجان

کلمه کجان مرکب از دو کلمه است؛ کَج؛ به همان معنای رایج آن،  پسوند «ان»  به معنای مکان است مانند: ایران: (ایر+آن)  تهران: (تهر+آن).

«کَجان» یعنی مکانی که کج است، اگر به جغرافیای طبیعی کجان نگاه کنیم، مسیل اصلی و قرارگرفتن تپه‌ها در اطراف آن موجب شده است ساختمانها نه به سمت چهار جهت اصلی شمال، جنوب، شرق و یا غرب، بلکه به سوی جنوب شرقی ساخته شوند.ایرانیان باستان، به اشکال مختلف، شهرها و آبادی‌های خود را نام گزاری می‌کرده‌اند.یکی موقعیت جغرافیایی، مثل کجان، ویر وکویر و امثال اینها. دیگری نامیدن به اسم پدید آورندگان، مانند: مهرادران (جایی که مهربرادران پدیدش آورده) بافران (مردم با فرهنگ) مهران (محل مهر ورزی)…….. [۲]

موقعیت جغرافیایی

طول و عرض جغرافیایی

طول جغرافیایی عرض جغرافیایی ارتفاع از سطح دریا به متر
۴۰                     ۵۲ ۵۳                             ۳۲ ۲۲۰۰

«کجان» مرکز دهستان بهارستان از توابع شهرستان نایین، و واقع در ۵۰کیلو متری جنوب غربی این شهر  و یکصد کیلومتری شمال شرق اصفهان می‌باشد. کوه میل در جنوب و جنوب شرق آن، و نیستانک در شمال شرق، و نهوج و نیسیان در غرب آن قرار گرفته‌اند.  فاصله‌اش تا کوهپایه ۳۰ کیلومتر است.

کجان تا سال ۱۳۶۸ بخشی از منطقۀ برزاوند اردستان بود که در تقسیمات جدید کشوری، از توابع  نایین شد.

در سال ۱۳۳۵کجان «۱۵۹۴» نفر جمعیت داشته است. فرهنگ فارسی معین دربارۀ این روستا می‌نویسد: «منطقه‌یی کوهستانی و معتدل است، ۱۵۹۴ تن سکنه دارد و محصولات آن غلات، کتیرا و خشکبار است». البته سیب زمینی هم از محصولات عمدۀ این روستا می‌باشد.

مهاجرت مردم

کجان پس از سیلاب ویرانگر سال ۱۳۳۵ آغاز شد. سیلابی که یک خشکسالی هفت ساله را در پی داشت و از پسِ آن بود که مردم  اقدام به هجرت جمعی به سوی شهرهای اصفهان و تهران نمودند، و با حسرت تمام و دلهای خونبار و چشمانی اشگبار، با اراضی سوخته و درختان بی‌برگ و کهن خود بدرود گفتند.

چنان خشکسالی شد اندر دمشق                    که یاران فراموش کردند عشق (سعدی)

 

قدمت تاریخی کجان

من و تو، روز در شادی گذاریم                     ز فردا هیچ گونه یادی  نداریم (ویس)

قدمت اغلب روستاهای این منطقه، به ویژه آنهایی که نام فارسی سَرِه دارند، به قبل از اسلام می‌رسد. چگونگی قناتها، برخی از بناء‌های بجامانده از جمله حمام کجان که هنوز پابرجا و مورد استفاده است، سنت دیرین تقسیم آب و آبیاری بر پایۀآن، نامهای قناتها، محله‌ها و برخی از مزارع، چند درخت گردو، و دو درخت چنار کهن بیش از هزار ساله، و یا نزدیک به دو هزار سال، دلیل واضحی است بر دیرپایی دهستان کجان.

قنات‌های کجان

کجان دارای ۸ رشته قنات است که همگی از سمت جنوب و جنوب شرقی و غرب به سمت شمال شرق و شمال جریان دارد و  عبارتند از:

۱-قنات کِی بید: «کی» در لغت دَری، به معنای محل عبور آب است، و لغت ترکیبی کیریز و کاریز، به معنای قنات، از همین کلمه ساخته شده. «بید» هم همان درخت بید است. این کاریز از دامنه‌های کوه میل سرچشمه می‌گیرد. درسالهای بعد از انقلاب، با مساعدت جهاد سازندگی نایین، آب آن لوله کشی شده و آب شرب بهداشتی کجان را تأمین می‌نماید.

۲- قنات ماری: این قنات هم به موازات کاریز «کی بید» است و از همان دامنه سرچشمه می‌گیرد. اما در طول مسیر به قنات «ورماکوه» ملحق می‌گردد، به ویژه در سالهای خشکسالی. «ماری» منسوب به «مار» است که خزنده‌یی با شگون، و حضور و افزونیش نشان رونق زندگی و افزایش ثروت برای ایرانیان قبل از اسلام بوده است. در این منطقه چند روستا با ترکیبی از کلمۀ «مار» اسم گزاری شده است، مثل؛ مارنان، ماربین، مارچوبه وماراشنان.

۳- قنات وَرماکوه: که در لهجۀ محلی آن را «وَرمُگو» تلفظ می‌کنند، از درۀ جنوب شرقی کوه میل سرچشمه می‌گیرد. مظهر اصلی آن در پنج کیلومتری کجان، در کنار جادۀ اصفهان کجان می‌باشد. درخت شاه توتی شاید به قدمت سه هزار سال در این نقطه ساقۀ فرتوت خود را بارها بشکافته و تنه بر خاک و سرِشاخه‌ها بر سنگلاخ نهاده و همچنان نظاره‌گرگزر زمان است که آیا کسی به فریاد بی‌پژواکش می‌رسد؟! یا همه همچنان به تماشای نابودیش نشسته‌اند. که این کهن درخت هم یکی از مظاهر هویت ملی روستای کجان است. «ورماکوه» به معنای «کنار مادرکوه» می‌باشد. این نقطه در سالهای قبل از انقلاب محل اجنماع و تفریح بزرگان و خوانین نایین و کجان بود. اما پس از انقلاب و نیز با فوت خوانین، کم کم محل تفریح همگانی شد، و پاکیزگی و نظافتش از بین رفت. هم اکنون شبیه زباله دانهای کنار جاده‌های عمومی است. بی‌کس و بی‌صاحب است. از زمانهای دور، رسم بر این بوده و اکنون نیز هست که در بسیاری از روزها، گله عمومی کجان، به هنگام ظهر، در مظهر این قنات آب می‌خورده، و یکی دو ساعت اطراق می‌نماید.

  1. قنات لاسُتی: که سالهای مدیدی است ویران شده و آبی ازآن خارج نمی‌شود. این قنات از درۀ شرقی مظهر قنات ورماکوه سرچشمه می‌گرفته و مظهر آن دُرُست زیر استخر قدیمی ورماکوه بوده است. «لا» به معنای دره و مَسیل و وادی بین دو تپه یا کوه می‌باشد. و«سُتی» یا «سُتَه» به معنای «سوخته» است. اسم با مسمایی است، «درۀ سوخته»، دره‌یی که آب از آن خارج نشده است. احداث این قنات در اوائل سدۀ اخیر بوده است.

۵-  قنات مهرجان: سرچشمه و آبگیرش تپه ماهورهای جنوب غرب و جنوب دِه است و مظهرش زیر درختان گردوی کهنسال و در پای دومین درخت چنار سالخورده و از هم شکافته شده در همان نقطه می‌باشد. این کاریز، بخش اعظم زمینهای قابل کشت و پلکانی هزاران ساله مهرجان را آبیاری می‌نماید. و مهرجان مُعَرَّب مهرگان است. و «مهرگان» نطقه‌یی بوده است که ایرانیان باستان، پس از برداشت محصولات پاییزی، در نیمۀ دوم ماه مهر، جشنی برپا می‌کرده‌اند و قبل از حمل محصول به خانه‌ها، سهم نیازمندان و فقراء را، در پوشش هدیه و تحفه می‌داده‌اند.

۶- قنات تازه: این قنات بدان سبب به این اسم خوانده شده که در دهۀ بیست شمسی، روحانی جوان و خوش قریحه، مرحوم سید ضیاء الدین نوربخش کجانی، فرزند مرحوم سید شمس الدین، از منسوبین آیت الله نایینی، اقدام به حفاری آن کرد، و پس از جاری ساختن آب، همۀ آن را وقف روستا نمود. آبگیر قنات تازه، تپه‌های غرب مهرجان، به سمت کوه قاسم آباد می‌باشد و بخشی از اراضی زیر دست را مشروب می‌سازد.

۷-     قنات پاچنار: مظهر آن در پای یک چنار دوهزار ساله است که حدود بیست سال قبل دستخوش حریق شد و بخش اعظم آن سوخت و خاکستر گشت. ولی بخشی از ساقه‌اش که حاکی از قدمتش می‌باشد، باقی مانده، و در اوج امیدواری به ماندگاری، شاخ و برگهای تازه رویانده است. حتی مردم نه چندان سالخوردۀ کجان ایامی را بیاد دارند که در دل این چنار دکان پینه دوزی بود و گیوه های روستاییان را دوخت و دوز می کرد.. در خلال قرنهای متمادی مردم روستا آب شرب خود را از مظهر این قنات، در کوزه‌ها و ظروف سفالین خود، به خانه‌هاشان می‌بردند، و نیز آب حمامشان هنوز هم از همین قتات تأمین می‌شود. اما اکنون روستاییان را از نوشیدن آبش بر حذر می‌دارند که در بالا دست خانه‌ها ساخته‌اند و فاضلاب‌ها موجب آلودگی بزرگترین و کهن‌ترین و گواراترین قنات کجان شده است. حال آنکه پیش از این ایام، آغاز خانه‌های سنگ و گلی روستا، درست نقطۀ ظهور آب این قنات از دل زمین بود.

۸-  قنات ایرندو: واقع در شمال شرق کجان، و مظهر آن در پایان باغستان پروستان وآغاز دشت همو می‌باشد.  این اسم مخفف ایران دخت است، و او بانویی از بزرگان و شاید شاهزادگان پیش از اسلام بوده که این قنات به دستور او احداث گشته است.

اسامی محلات و مکانها

 در این بخش، بیشتر نامهایی را ذکر می‌کنیم که فارسی سَرِه و متعلق به دوران‌های پیش از اسلام است:

 

  • لَستان. این محله در شمال غرب روستا و در حاشیۀ آن قرار گفته که مدخل باغستانهای کجان است، این کلمه مخفف لاله ستان، یا محل رویش لاله‌ها می‌باشد.

۲- پروستان. محل اجتماع و انبوهی پروانه‌ها. یکی از کشتزارهای  شمال شرق کجان که در زیر دست منازل مسکونی قرار گرفته است.

  • پِلَر. مرکب است از دو لغت «پُل» و «اَر» و کلمۀ اخیر به معنای «آسیاب» است، و اینجا نقطه‌یی بوده است که به وسیلۀ یک پل، شرق و غرب روستا را به هم پیوند می‌داده، و این پل نزدیک آسیاب بزرگ ده بوده است.
  • ورمُوگو یا وَرِ مادرکوه که ذکرش پیش از این آمد.
  • قلعه گبری که جای ویرانۀ آن بر بالای یکی از تپه‌های نزدیک شمال مهرجنان نزدیک باغی به نام باغ میرزا ابراهیم(غفرانی) مانده است.

مزارع وروستا

۱- خاوران. یکی از روستاهای جنوب شرقی کجان می‌باشد.

  • هفتار. یکی آلات موسیقی کهن است که دارای هفت تار بوده است. و باید نوازندۀ آن، قنات این مزرعه را احداث کرده باشد(اصولاً از این نامها برای شادی مردم انتخاب می کردند). موقعیت آن غرب کجان است.
  • یوزک. مزرعه‌یی است واقع در لابلای تپه‌های غرب کجان و بر سر راه کجان – هفتار، و معنای آن گردوی کوچک، و اکنون از رونق و آبادانی ساقط گشته است.
  • آشنو.  یکی از مزارع بزرگ و مسکونی شمال غرب کجان و بر سر راه نیسیان است. «آشنو» یا «اشنو»، گیاهی است که برای شستشو استفاده می‌کرده‌اند و محل رویش آن در اطراف این آبادی بوده است.
  • ازبکی .مزرارع دیگری در نزدیکی هفتار است
  • وندیش . وند کوه ، دیش خانه های کوهستانی و چوبی . وندیش یکی از روستاهای چسبیده به ملک های کجان در انتهای همو واقع شده است لازم بذکر است که وندیش محله ای از محله های کجان بوده است.
  • فیروز آباد .یکی از مزارع نزدیک و چسبده به مزار کجان است ، این مزرعه همانطور که از نامش پیدا است از مزارع کهن این آبادی است.

مکان قبلی کجان

مدامم مست می‌دارد، نسیم جعد گیسویت         خرابم می‌کند هر دم، فریب چشم جادویت         (حافظ)

 زرتشتیان کجان، پیش از اسلام تا دو قرن بعد از آن، در بالا دست کشتزار مهرجان سکونت داشته‌اند، و آب شرب خود را از کاریز مهرجان برمی‌داشته‌اند. هرکس اسلام را می‌پذیرفته، به محل فعلی روستا نقل مکان می‌کرده است، تا کم کم مکان قدیمی خالی از سکنه شده و رو به ویرانی نهاده و اکنون اثری از بناءهای آن دیده نمی‌شود.

گویش

گویش مردم کجان، همانند مردم نایین، ترکیبی است از فارسی دَری و فارسی پهلوی با دخیل شدن لغات اندکی از زبان عربی. مردمانی که از مناطق دیگر ایران، و بیشتر از سمت غرب به این منطقه مهاجرت کرده و یا کوچانیده شده‌اند، و گویش آنها فارسی امروز است، عرب خوانده شده‌اند.

آب و هوا

آب و هوای کجان خشک و معتدل است. حتی کوه‌های مرتفع و درختان گردوی چند صد ساله، و باغستان وسیع و دو کشتزار گسترده، و قناتهای متعدد، نتوانسته از خشکی هوا بکاهد، اما آب و هوایی معتدل و تاحدودی خنک را بوجود آورده و زیبایی خاصی به این روستا بخشیده است.

محله های کجان

محله‌های گوناگون کجان عبارتند از : ۱- محلۀ بالا ده ۲- محلۀ  پایین ده۳- محلۀ پُشته ۴- محلۀ مزار ۵- محلۀ میدان ۶- محلۀ «غُولا» به معنای کلاغ.  ۷- محلۀ اَسَده ( احتمالاً «آزاده» یا نام مردی خوشنام و حامی مردم که خود ساکن آنجا بوده است)  ۸- محلۀ پاچنار۹- محلۀ لستان ۱۰- محلۀ گاله خون. «گاله» به معنای گودالی است که شکل گاله دارد و مردم خاک بنایی را از آنجا برمی داشته اند.  ۱۱- محله کِر کِری ۱۲- محلۀ خیابونچی.

آبیاری کجان

                 هر چه بهنگام نگوید کسی                      خامشی از گفت نکوتر بسی   ( امیر خسرو )

نظام آبیاری در کجان بسیار عجیب و غریب است، و گویا از ابتداء تنظیم آن دست نخورده باقی مانده است. جالب‌تر آنکه روستاییان به سختی پای بند این سبک آبیاری هستند، و کوششهای بعمل آمده در راستای تغییر، راه بجایی نبرده است. این روش آبیاری نزدیک به پنجاه درصد آب موجود را از بین می‌برد. در سالهای ترسالی و پرآبی، هرزرفتن آبها کمتر نمود پیدا می‌کند. اما به ندرت جویی را مشاهده می‌کنید که توان گنجایش آب فراوان داشته باشد، یا دریچه‌یی برای تنظیم و تقسیم آب درآن وجود داشته باشد. در خلال سالهای ۸۸  تا ۹۰ که منطقۀ کجان هم مانند دیگر مناطق ایران مواجه با خشکسالی بود، نزدیک به یکصد هزار اصله درخت دستخوش خشکی و نابودی شد.

روش تقسیم آب سنتی بر اساس ترتیب زمینهای همجوار نیست. علیرغم هفت روز هفته، تقسیم آب در هشت جوب و ۸  شبانه روز انجام می‌پذیرد. مالکان آبها و زمین‌ها هم بین جوبها یا جوقها تقسیم می‌شوند، و نسبت مالکیت زمین و آب هم یکسان نیست. بناءبراین آب قناتها مسیرهای طولانی را طی می‌کند تا به زمینهای اختصاص یافته به یک جوب ویژه برسد. از میان کشتزارها می‌گزرد، بی‌آنکه زمینی را مشروب سازد، تا به یک قطعه زمین متعلق به آن جوب برسد. کشتزارهای همۀ اعضاءِ یک جوب، در کنار هم نیستند که به ترتیب آبیاری شوند.

با وجود توسعۀ ابزار آلات کشاورزی، کشاورزان کجانی، جز یک تراکتور ساده، که آن هم در زمین‌هاشان غیر قابل استفاده است، چیزی در اختیار ندارند، و حتی جاده‌های مناسب جهت دست یابی به کشت و کارشان  ندارند. از اینرو تمامی مسیر رفت و آمدشان از خانه تا کشتزارها را با پای پیاده طی می کنند. رنج و زحمت کشاورزان کجان بیش از آن چیزی است که حاصلشان می‌شود. از همین رو جوانان روستا ، در دهه های اخیر، برای یافتن کار و امرار معاش به شهرهای بزرگ مهاجرت کرده اند.

جوقهای کجان (یا جوب) کجان دارای ۸  جوق است به نام‌های:

۱- جوق آقا غلامحسین ۲- جوق حاجی ابوالقاسم ۳- جوق جواد علی ۴- جوق حاج علی اکبر خان ۵- جوق علی اکبر حسین ۶- جوق حاج علی آقا ۷- جوق نایینی ۸- جوق حاج یوسف.

در رأس این جوب‌ها فردی به نام سرجوق قرار داده می شود. این مقام یا به توافق یا به وراثت احراز می گردد، و تا زمانی که سرجوب حیات دارد کمتر جابجایی صورت می گیرد، و البته دستمزدی هم به او پرداخت نمی شود. این جوبها بدان معنا نیست که در روی زمین، هشت جوب وجود دارد، بلکه آب در همان مسیرهای همیشگی جریان دارد، ولی مالکان آب و زمین متغیرند.

باغستان کجان

بعد از خانه های مسکونی، چندین هکتار از اراضی واقع در وادی کجان، به سمت شمال غرب و شمال شرق را   انبوهی از انواع درختان پوشانده است. هر خانوار کجانی معمولاً یک باغ متوسط دارد که میانگین مساحت هریک از آنها حدود ۷۰۰ متر مربع می باشد، و میوه‌هاشان عبارتند از : آلوچه، آلوسیاه، زردآلو، سیب، هلو، توت، ارمود، گردو، بادام، آلوسیاه، قیسی، گیلاس، به و… البته هیچ یک از محصولات درختی این باغها، جز بادام وگردو، قابل صدور به نقاط دیگر نیستند. بخش اندکی را خود مردم مصرف می‌کنند، و بیشترشان، به جهت روش نادرست بهره برداری، و عدم استفاده از فناوری، خوراک دام می‌شود یا به هدر می‌رود.

نحوه کار کشاورزی

تمام کارهای کشاورزی با دست صورت می‌گیرد.۷۰% باغ‌ها دارای اشکال فنی و ایراد است، همچنین بیش از ۹۰% املاکِ آمادۀ کشت در سالهای ترسالی، با وجود آب،  بایر رها شده است. به علت عدم امکان ذخیرۀ آب، پیوسته خشکسالی بر ترسالی غالب می گردد. کار با دست هم مقرون به صرفه نیست و چیزی عائد زحمتکشان کشاورز نمی سازد. کسانی هم که توانایی و مکنت مالی دارند، در جاهایی که سود نصیبشان گرداند، سرمایه گزاری می کنند.

آثار تاریخی

۱-مسجد پِلَر– پُلِ اَر، پل آسیاب)- آنچه که دربارۀ این اثر، از نسلهای پیشین، سینه به سینه نقل شده، این است که مسجد پلر، پیش از اسلام آتشکده بوده، و برای سهولت استفاده از چوب‌های خشک، برای روشن نگاه داشتن آتش جاویدان، در حاشیۀ باغستان بناء شده است.

درِ چوبی ۸۰۰ سالۀ آن، که در سالهای اخیر به سرقت رفته، بیانگر دیرینگی این چهاردیواری کوچک بود. این اثر تاریخی ساده ولی شگفت انگیز، ازسمت مغرب بر دامان صخره های کوه، و از سوی مشرق در کنار مسیل اصلی روستای کجان، و تقریباً خارج از مناطق مسکونی قرارگرفته است. ازینرو هراز چندگاهی سیلابهای ویرانگر  برسر و روی آن فروکوفته اند، اما همچنان، بی هیچ خرابی، پابرجا مانده است، با اینکه ساختمانش از سنگ و خشت خام است. مع الاسف، چند سال قبل، یکی از اهالی روستا، محیط بیرونی دیوارهای مسجد را به پوشش آجر آراست و همۀ زیبایی آن را نابود کرد، و جالب است که نام آنرا به نام مسجد امام حسین( ع)تغییر!!   به این گمان که به این اثر بسیار گرانبها، خصوصاً از نظر نمایش هویت منطقه، ماندگاری بیشتر می بخشد !!

نمونه ای از معماری مسجد جامع ویران شده کجان

۲-مسجد جامع کجان. این مسجد، تا پیش از آنکه در اوائل دهۀ شصت، به دست جهل و گمان باطل، ویران گردد، و گنجینه هایش به تاراج برده شود،  سومین بناء یادبود ایمان آوردن ایرانیان به اسلام بود. این بناء نیز از سنگ و خشت خام، در مساحتی نزدیک به هزار متر مربع، ساخته شده بود. سقف های خشتیِ هلالی و ضربی آن بر روی ستون‌هایی  قرار داشت که هر ضلع آنها بیش از یک متر بود. زیر تمام مسجد شبستان بود. دو کتیبۀ چوبی با خط کوفی در داخل مسجدوجود داشت که پس از تخریب، ناپدید شدند.

از شبستان، سه مسیر به قلعه، حمام و میدان بیرون مسجد وجود داشته است که در موارد اضطراری از آن راه ها استفاده می کرده اند.

در این مسجد آثاری گرانبها و عتیقه وجود داشت که نگارنده به چشم آنها را دیده است از قبیل:

سنگ مرمر روشن جهت روشن نور دهی زیر زمین، قرآن‌های خطی کامل، قرآن‌های خطی جزء جزء به خط ملا علی جان و غیره لوح وقف درخت توت،  وسائلی که در مراسم عزاداری بکار می‌رفت مانند نخل‌ها، وسائل تعزیه، چراغ‌های روغنی.

۳- قلعه یکی دیگر از بناهای قبل از اسلام در کجان، قلعه یی بوده است به مساحت تقریبی دوهزار متر، در  سمت شمال مسجد جامع. متأسفانه بخش اعظم قلعه در دهه های اخیر تدریجاً تخریب، و به ساختمانهای مسکونی تبدیل شده است. درحال حاضر جز اندکی از شمال و قسمتی از دیوارهای مشرق، و یکی از برجهای چهارگانه، چیزی از این قلعۀ تاریخی و نماد هویت ملی، باقی نمانده است.

(در قسمت جنوب کجان، بر بلندی کوه تیرآباد برجی است به نام برج تیر آباد که از آنجا به آسانی تمام منطقه تا کیلومترها دورتر قابل مشاهده است .)

۴-حمام قدیمی عمومی مردانه. تاریخ دقیقی از زمان ساخت حمام نمی توان بدست آورد اما معماری آن شبیه بناهای قرن دوم هجری است و احتمالاً هم زمان با مسجد جامع ساخته شده است. البته در سالهای اخیر تغییراتی در آن داده  اند، ولی استخوان بندی آن دست نخورده باقی مانده است. .

این حمام در گذشته با بوته ها و هیزمی که از صحراء می آوردند، گرم می شد،  و در حال حاضر با نفت کوره. گرمخان ، رختکن و فضای بیرون حمام مستقل از یکدیگرند و با راهروهای پیچ در پیچ به هم مربوط می شوند.  این مهندسی موجب می گردد هوای سرد به داخل حمام نفوذ نکند، و مردم از سرماهای سخت کجان در امان باشند، زیرا به هنگام  خروج از حمام، مرحله به مرحله بدن را برای کاهش گرما و پذیرش هوای بیرون آماده می‌کند. حمام دِه شبانه روزی است، و هیچگاه درِ آن بسته نمی شود. هزینۀ ادارۀ حمام، در گذشته، به صورت سالیانه پرداخت می‌شد، ولی در حال حاضر به صورت نقدی است، واین بدان جهت ا ست که بیشتر مراجعان دیگر ساکن کجان نیستند. هم اکنون زمزمه هایی به گوش می رسد که عده یی در صدد تخریب و تبدیل آن به حمام دیگری هستند!

۵-آسیاب‌های آبی. در کجان سه آسیاب آبی وجود داشت که متأسفانه فقط خرابه‌هایی از آنها باقی مانده است و عموماً در باغستان قرار داشته اند. با این که این آسیابهای آبی تا چهل سال پیش سالم بودند و مورد استفاده قرار می گرفتند، ولی فعلاً  همگی به صورت تپه‌یی از خاک درآمده‌اند. اسامی این آسیابها عبارتند از: آسیاب  بالا ،آسیاب میان،آسیاب کوچک  در پروستان.

۶- مزار گورستان.  از شکل قبرها و بی نظمی آنها می توان به این نتیجه رسید که مسلمانها هم مردگان خود را در همان گورستان زرتشتیان دفن می کرده اند.

قبرها در گذشته بسیار معمولی و طبق آیین اسلام ساده بوده و حدود آنها را با چند سنگ نامنظم و معمولی  مشخص می کرده اند.  اما در حال حاضر سبک قبرستان، اروپایی است و دارای سنگ‌های چینی و گران قیمت.

۷-پیران صوفیه. در مزارکجان آرامگاه چهار تن از بزرگان صوفیه وجود داردکه به آنها «پیر» می گویند، و هریک دارای گنبدی گلین و مانند یک اتاق است.

۸-میدان کجان. در مقابل درِ جنوبی مسجد جامع میدانی است که با احتساب صفه ها ، مساحت تقریبی آن پانصد متر است. این میدان مربع است و هر ضلع دارای سه صفه، که محل اجتماع سالخوردگان روستا است و نیز در روزهای تعطیل، پیله وران برای داد و ستد می آیند. در زاویه آن اتاقکی است برای اتراق مسافران در شب. در کنار میدان نخل نه چندان بزرگی است که در روز عاشوراء به پارچه های رنگارنگ مزینش می کنند و بر دوش می کشندش و تا گورستان می برندش و بازش می گردانند. (عظیم ترین نخل ایران که در عزاداری حسین علیه السلام بر دوش مردم کشانده می شود، در برابر مسجدجامع یزد است).

آثار باستانی نابود شده یا به سوی نابودی

  1. قلعه گبری (قلعه زرتشتیان) در قسمت شمال باغ میرزا ابراهیم در مهرجنان
  2. چهار صفه‌های قدیمی
  3. آسیاب‌های آبی
  4. قلعۀ جنب میدان
  5. مسجد جامع و شبستان آن
  6. خانۀ بزرگانی مانند: منازل کدخداهای کجان (حاج علی اکبر خان، حاج نور محمد) و خانه های زیبا و تاریخی حاج شیخ غلامحسین، میرزا ابراهیم غفرانی، میرزا ابوالقاسم خان، منزل آقا شمس الدین از منسوبین آیت الله نایینی، میرزا احمد خان……
  7. راه‌های ارتباطی زیرزمینی مسجد جامع به قلعه و حمام (به امید این که اداره میراث فرهنگی، با حفاری، آنها را زنده کنند)
  8. مسجد پای چنار که به امام زمان (عج) تغییر نام یافته.
  9. مسجد پلر که به مسجد امام حسین (ع) تغییر نام یافته.
  10. بعضی از سرداب‌ها
  11. مغازه‌های تخت کشی برای دوخت گیوه
  12. سمت جنوبی میدان کجان که به طور کلی حذف شده.
  13. مسجد تابستانی امام زمان (عج) که جزء مسجد جامع گردیده است.
  14. کتیبه‌های پیران صوفیه و چند سنگ قیمتی که در آنها بوده و همه به سرقت رفته است.
  15. آثار قدیمی دیگر از قبیل قرآن‌های خطی، دعاءهای خطی و وسایل برگزاری مراسم‌ مختلف در مسجد جامع. کتیبه‌های مسجد جامع کجان که به خط کوفی بوده و همه از بین رفته یا مفقود شده است.
  16. برج تل کرکریجایی که هم اکنون دکل مخابراتی قرار دارد
  17. برجی در نزدیکی خانه غلامرضا عباس تقی.

۱۹- سنگ بزرگی – در پیر کجان سنگ بزرگی به شکل یک توپ وجود داشت که به سختی از جای بلند می شد،عده ای آنرا به عنوان سنگ معجزگر تلقی می نمودند دریکی از نیمه شبهای زمستان سرد در حالیکه چند نفر قاری مشغول قراءت قرآن برای میتی در آن مکان بودند توسط چند نفر با اتومبیلی ربوده شد عده ای می گویند احتمالاً این سنگ، سنگ یشم بوده است که بسیار گرانقیمت و خاصیت روحی دارد.

خدمت گزاران مردم دوست

۱-آقا شمسالدین نوربخش کجانی

این عالم بزرگ فرزند میرزا ابوتراب نائینی از منسوبین آیت الله میرزا حسین غروی نائینی است که در کجان می‌زیست، دختر ایشان به نام فاطمه بیگم همسر علامه غروی بوده است.

خدمات:

الف. تشکیل مجالس وعظ و ارشاد اهالی کجان

ب. نوشتن قباله‌های عادی عقد و املاک به خط بسیار زیبا

۲-آیت الله علامه غروی

درباره این حکیم بزرگ و تبیین اندیشه و دیدگاههای او ده ها مقاله می‌توان نوشت. وی از بزرگترین حکماء معاصر است. نامبرده طی یک قرن عمر با برکت خویش خدمات بی‌نظیری به فقه، تفسیر، حکمت و تفکر  اسلامی کرده است. برای شناخت بیشتر او باید به تالیفاتش مراجعه نمود. وی در پنجم مهرماه سال ۱۳۸۴ دیده از جهان فروبست و در زادگاه خود الون آباد به خاک سپرده شد.

خدمات:

الف. نزدیک به شش هزار ساعت سخنرانی ضبط شده، این حکیم را از عموم علماء دینی ممتاز کرده است. تاکنون حدود سه هزار ساعت از این سخنرانی ها گردآوری شده است.

ب. برای اطلاع کامل از آتار مطبوع و غیر مطبوع ایشان به سایت ارباب حکمت رجوع شود.

  1. حاج عباس ملک زاده

ایشان یکی از خادمان بنام محل است. به سبب درایت ذاتی، از جوانی مرجع حل و فصل مشکلات مردم شده بود، اما کار دولتی خود را، از سال ۱۳۲۶، با دائر شدن اداره پست کجان، به عنوان سرپرست، آغاز کرد. حاج عباس ملک زاده در سال (۱۳۹۰ ه. ش) درگذشت.

خدمات:

الف. مدیریت پست و تلفن مغناطسیِ با سیم کجان

ج. تبدیل حمام خزینه‌یی به دوش

د. پیگیری امورات درمانگاه، مسجد پا چنار، لوله کشی آب منازل، تلفن منازل، آسفالت.

و. امانت داری در حفظ سهمیۀ آب املاک کجان و ثبت آن در دفتری مخصوص

ه. منزل این مرحوم مأمنی برای رفع گرفتاری‌های عموم بود.

  1. حاج علی اکبر خان توسلی

حاج علی اکبرخان مردی نجیب و از بزرگان خوانین کجان بود. سالها کدخدای کجان بود. به همین جهت منزل او محل رفت و آمد مأموران دولتی و عموم مردم بود که برای حل و فصل مشکلات و طرح و رفع دعاوی به آنجا مراجعه می‌کردند.

۵٫حاج نور محمد توکلی

بعد فوت حاج علی اکبر خان، نامبرده به سمت کدخدایی منصوب شد. وی یکی از نوادگان حاج یوسف از بزرگان کجان است. همسر اول او خواهر حاج رضاخان فرید نایینی،  به اسم مرضیه خانم که زنی با هیبت و کج خلق بود،  ولی زن دوم او  اصفهانی و بسیار آرام بود. فرزندی از از این دو ازدواج پدید نیامد.

خدمات:

الف. پیگیری توسعه کشاورزی مهرجان

ب. پیگیری ایجاد بناء اولین بهداری کجان که در حال حاضر پایگاه بسیج است.

ج. منزلش محل رفت و آمد مأموران دولتی و حل و فصل گرفتاری‌های مردم بود.

  1. دکتر سید علی اصغر غروی

خالۀ حکیم غروی همسر روحانی فرهیخته سید شمس الدین نوربخش بود. و دختر او فاطمه بیگم، همسر آیت الله غروی شد. یکی از فرزندان این بانوی بزرگوار سید علی اصغر غروی است.

خدمات:

الف. ترجمه عموم تألیفات والدشان از زبان عربی به فارسی

ب. مجاهدت، همراهی و همگامی در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی.

ج. انجام عملی  امورکشاورزی و کار بدنی از آغاز ورود به ایران در اوائل سال ۱۳۵۸

د. منزل ایشان مصداق بارز آیۀ «واجعلوا بیوتکم قبله» می‌باشد(در واقع خانه اش به روی عموم مردم باز است).

۷- مرحوم میرزا ابراهیم غفرانی

وی فرزند ملاصادق، از روحانیون مشهور منطقه، از نوادگان حاج یوسف است، اکثر قباله‌های املاک و عقدنامه‌ها توسط ایشان نوشته می‌شده است. میرزا ابراهیم داماد سید محمود الون آبادی و باجناق سید شمس الدین بود. از این ازدواج ۴ فرزند ذکور پدید آمد که فقط یکی در قید حیات است. دو تن از این چهار تن به سلک روحانیت درآمدند.

منزل این مرحوم در آن زمان محل رفت و آمدهای عموم و محل حل و فصل مسائل و مشکلات مردم بود. وی واعظ، سخنران و امام جماعت بود و خطبۀ عقد بسیاری را انشاء کرده است. خط خوش داشته و قباله هارا با کلمات فخیم عربی پر مغز، از آیات و روایات، مزین می ساخته است.  خانۀ مرحوم میرزا بسیار بزرگ و دارای چهار صفه‌های تاریخی، با اتاق‌های متعدد بوده است که متأسفانه تخریب و به چند خانه تبدیل گردیده است.

وی در سال ۱۳۲۷وفات یافت و آرامگاهش دریکی از ایوان‌های امامزاده سلطان سید علی درنایین قرار دارد.

۸- مرحوم میرزا احمد غفرانی

از روحانیون دیگر کجان میرزا احمد غفرانی فرزند میرزا ابراهیم است. ایشان در انواع خط استاد بود و گذشته از وعظ به دلیل حسن خط و حسن سلیقه در انشاء و نامه نگاری، بسیاری از قباله‌های دهۀ سی تا شصت، و نامه های روستاییان به نقاط دیگر، به دست ایشان نوشته شده است.

در اواخر عمر ساکن تهران شد و از لباس روحانیت درآمد و عهده دار امورات یک مسجد گردید.

۹- مرحوم میرزا علی غفرانی

این روحانی شوخ طبع فرزند دیگر میرزا ابراهیم است که در مطالعه و آشنایی با معارف فقهی، دارای معلومات درخور توجه بود. وی، از نزدیک، با عموم مردم حشر و نشر و رفت و آمد داشت. اکثر روستاهای اطراف او را می‌شناختند و با او ارتباط داشتند. فرزندان آن مرحوم غالباً تحصیل کرده و در خدمت به مردم مشهورند. کمتر آشنایی وجود دارد که این روحانی به منزلش نرفته باشد و آن‌ها نیز به منزل وی نیامده باشند و از شوخی‌های او خاطره‌یی نداشته باشند.

وی گذشته از روضه خوانی، قباله‌های املاک را می‌نوشت و همچنین تنها کسی در منطقه بود که کتاب صحافی می‌کرد.

۱۰- مرحوم آقا حسین حسینی

یکی دیگر از روحانیون خوش نام کجان مرحوم آقا حسین است. ایشان دارای دو فرزند روحانی هستند، یکی به نام سید علیرضا و دیگری به نام سید محمد علی که از در زمان طلبگی، از شاگردان و یاران آیت الله خمینی بوده اند. آقا سید محمد علی خطیب ماهری است و روشی انقلابی دارد، اما معمولاً از امامت نماز پرهیز دارد. فعلاً در اصفهان سکونت گزیده است.

۱۱- حاج آقا جلال حسینی

ایشان یکی دیگر از روحانیون منطقه است که سالها امام جماعت و خطیب مسجد جامع کجان بوده است، ولی هرگز نماز جمعه اقامه نمی نمود. مسجد جامع عتیق کجان به دستور ایشان تخریب و تجدید بناء شد. درحال حاضر در کچو مثقال، از توابع اردستان سکنی گزیده است. فرزند ایشان به نام آقا حسن در ایام سوگواری، از  قم، جهت ارشاد، به کجان می‌آید.

حجت الاسلام حسینی، روحانی آرام و کم سخنی است. و هیچ گاه کلمه‌یی بر زبان نراده است که موجب اختلاف و دودستگی مردم شود.

بسیاری از خطبه های نکاح را جاری کر‌ده است و بسیاری برای نوشتن قباله و پرداخت وجوهات شرعیه به ایشان رجوع می‌کرده اند.

۱۲- مرحوم شیخ غلامحسن فردوسی

یکی از روحانیون بنام منطقه بود. روش منبر و سخنرانی او به سبک مرحوم حسینعلی راشد بود. سعی می‌کرد مردم را بر مبنای مواعظ حکیمانه و  اندرزهای اخلاقی تربیت کند و از خرافه گویی خوداری نماید.

بسیاری از قباله‌های ازدواج و املاک به دست این مرحوم نوشته شده است. وی پیوسته در میان مردم بود و هنوز کلمات قصارش نقل مجالس است.

نامبرده پسر نداشت ولی دارای چهار فرزند دختر بود.

مرحوم شیخ از آمدن حکیم غروی به کجان استقبال می کرد، و با حضور ایشان، خود از امامت و وعظ خودداری می‌نمود.

۱۳- مرحوم حاج عزیز محمد رمضانی

حاج عزیز محمد که به امور فروش پارچه در میدان تجریش اشتغال داشت، عمدۀ وقت فراغت خود را با تعلیم قرائت قرآن در مسجد گیاهی و دربند و غیره می گزرانید، و بسیاری از کجانی‌ها را دور خود جمع می‌کرد. ایشان ضمناً یاداشت‌های خود را درچند کتابچه، حاوی احادیث صحیح و مجعول، خاطرات، تعبیر خواب و تشویق نونهالان به قرائت قرآن،گردآوری کرده است.

۱۴-پروفسور مهدی خان کجانی

وی استاد ممتاز یکی از دانشگاههای آمریکا است که مؤسس اولین بیمارستان هموفیلی در دنیا بشمار می‌رود. نام برده بر سر در محل کار خویش نام «کجانی» را بعنوان عنوان انتخاب کرده است.

۱۵- مصطفی رفیع زاده

مصطفی رفیع زاده کارمند بازنشستۀ ذوب آهن اصفهان است که در سال اول پیروزی انقلاب، مقالاتی را در راهنمایی مدیران کشور، در روزنامه های معتبر، درج می نمود.

وی با نوشتن کتاب «کجان دیار نیکان»، مجموعۀ ارزشمندی را، به عنوان مرجع و منبع، بیادگار نهاده است.

۱۶-مهندس کجانی

مهندس محمد رضا کجانی معروف به مهندس کجانی از خیّرین و سرشناسان معروف و بی ادعا در اصفهان مشهورعموم است. ایشان فارغ التحصیل رشته مهندسی برق – الکتروتکنیک از دانشگاه صنعتی اصفهان در سال ۱۳۶۱ است که در وزارت نفت ، وزارت نیرو و آموزش و پرورش مشغول به کار بوده است .وی باعشق و علاقه دست جمع آوری و مدیریت و علاقه مند کردن افراد خیّر در اصفهان نموده وبا تشویق آنان، نامش زبانزد اهل خیر و محرومین  گشته است.

مهندس کجانی در تاسیس خیریه های حجتیه، سالمندان صادقیه، جامعه خیرین امام باقر و محمد رسول الله سهیم بوده است.»

۱۷- مرحوم اسماعیل زارعی

اسماعیل زارعی به همراه پدر سالها قبل از انقلاب به تهران مهاجرت کرد و در آنجا صاحب ثروت و مکنت شد به طوری که توانست نمایندگی پرده کرکره ساخت آمریکا را در انحصار خود در آورد. این پرده ها با نام سایه روشن در ایران مشهور شد.

فرهنگ عامه

مردم کجان روابط دوستانۀ تنگاتنگ دارند، و مسائل و مشکلات خود را به تعاون و همیاری و کدخدا منشی حل و فصل می نمایند و کمتر اختلافاتشان را به محاکم دادگستری برده و می برند. زود هنگام از خواب بامدادی بیدار می‌شوند و پس از اقامه نماز فعالیت روزانۀ شان را آغاز می نمایند، و سنتشان این است که تا به اندازه هزینۀ یک صبحانه کار نکنند، صبحانه نخورند. اهالی روستای کجان‌ هم، بمانند همۀ مردمان دیگر نقاط کشور، با مهاجرت، و دسترسی به امکاناتی چون رادیو، تلویزیون و ماهواره، فرهنگ و آدابی متفاوت از آنچه داشته اند، پیدا کرده‌اند. گذشته از این، مهاجران به نقاط مختلف، فرهنگی متفاوت از همدیگر دارند.. مثلاً کسی که به  شمال تهران مهاجرت کرده، با کسی که به جنوب این شهر رفته است، دارای آداب و رسوم و فرهنگی گونه گونه اند. اما آنان که در کجان مانده‌اند همچنان فرهنگ مخصوص به خویش را حفظ کرده‌اند.

برخی از اصطلاحات و کلمات در گویش کجانی .

وقتی اذونی مغرب: هنگام غروب آفتاب را گویند

وقتی گلّه در می‌ره: هنگام بردن گله به چرا

وقتی نمازی صُبح: هنگام نماز صبح

وانگی ظهر: اذان

شبی چله: شب چلّه

آفتاب زردی: دم غروب

سری آفتاب: اول وقت صبح

فِتّی: فوری

جَخت: به وقت، زود،

اَهل و مُل: سستی کردن

خرافه‌ها

آل زدن: عده‌یی از عوام معتقد بودند اگر زنی که زایمان کرده، در خلال ده روز تنها رها شود، او را آل می‌زند. یعنی موجودی مرموز او را دیوانه می‌کند،

جن: تودۀ عوام فکر می‌کنند جن موجودی است ناپیدا که گاهی در تاریکی شب در کمین می نشیند ‌ تا انسانی را بیازارد. جایگاه آن در خرابه‌ها و حمام‌های عمومی است.

مار: اگر شب بگویید مار، خواب بد می‌ببنید.

آب داغ: اگر شب آب داغ روی زمین بریزد شوم است.

انگشت در انگشت: اگر در هنگام عقد و عروسی انگشت در انگشت دیگر دستان کنید «اومد» ندارد.

آمدن عطسه: اگر کسی عطسه کرد، خودش و هرکس می شنود، باید حد اقل تا یک دقیقه از انجام هرکاری  منصرف شود و الّا بلایی بر سرش می‌آید.

ضرب المثل با گویش کجانی

  1. سِنگی کوجُون، یوزی کوجون(کبوتر با کبوتر باز با باز)
  2. گُودا گادار گِرتایه(گدا گاو دار شده، گدا ثروت مند شده است)
  3. هر چی هَات دا پِه هاگیری(هر دادی پس می‌گیری)
  4. وَچه یَگُنِه چیلُ دیُونَه(بچۀ یک دانه چل و دیوانه است)
نمونه ای از لغات اصطلاح با گویش محلی و لهجه فارسی
لهجه محلی به لهجه فارسی حالی شوما وَمو: حالتون خوبه؟
اُو آب شِو خاش: شب بخیر
نُو نان وَشِّه: گرسنه
بِیار برادر چِقَد رِنگ و روت پَرایه: چقدر رنگ و رویت مریض گونه است
خُه خواهر
اِنجو زن به جُونی پِیُم: سوگند به پدرم
اَخی(در زبان عرب :برادرم) مرد تیل مَسه: شکمو
پِی پدر تَعله مَرگِیبیه : نفرین براو
مَای مادر خُی سِر: بی توجه به قوانین
دُوتو دختر خُیخواه: متکبر
پُرِه پسر لاکردار: نفرین بر او
شِو شب تیِل گُنده: شکمو
رُو روز مقبول: زیبا
اَرو امروز پتِرنیگ: عقب بنشین
صُوبا فردا خاش تِنبو : خوشتان باشد
  1. مَلو وقتی اُتاجو لا خاک اُکورو  (گربه وقتی  مدفوع می کند آن را پنهان می‌سازد-   انسان باید زشتی های خود را مخفی سازد)
  2. نُوشُنُش ایِده خُیُشُ یُو  (نشانش به خودش می‌آید)
  3.  سی بیلُش آیی تِه  (دمغ شده)

 

 

 

 

کنایات

  1. مثلی ماهی شب چاردهه (کنایه از زیبایی)
  2. عقربی زیر قالی (کنایه از موذی بودن)
  3. دری دیزی بازه حیا گربه کوجاس (کنایه از پر رویی)
  4. آدم شاخ در میاره (کنایه از بی حیایی کارهای ظالم)
  5. باری کج به مقصد نمی‌رسه (کنایه از بی‌اعتنایی از پزیرش نصیحت)
  6. مثلی دستِ خر وا ایستاده (کنایه از بی‌اعتنایی در انجام کار مشترک)
  7. کُلاش پشم نداره (کنایه از بی اثر بودن کلام در تربیت)

کتابات با گویش محلی

  1. مای مُونُند(مانند مادر می‌مانی برای مزاح به کودکان گفته می‌شود)
  2. دَسُّم تُو جُوال بُو، اَخیم شُوغال بُو(دستم تو جوال باشه شوهرم شغال باشه- وضع شوهرم خوب باشد ولو اینکه او زشت باشد)
  3. اگِر نَشتاتِ شِوُش دورازو(اگر ادرار نکرده شبش درازه – هنوز دیر نشده)
  4. هُولُکی دُعاش مَک اِیکَرته(سوراخ دعاش را گم کرده است)
  5. اِیّ مُش مَرتِه  (  ای موش مرده- ای موذی)
  6. بی صاحَب و سلّار(بی کس و تنها)
  7.              ماشاالله !هُوزار الله اکبر! مِثلی ماهِی شِوی چَارده اُمُنو ! (بسیار مقبول و زیبا است)

تعارفات به لهجه محلی

  1. بفرمایید بریم خونه
  2. شغلِ ذمه‌یی تعارف نکنید بخورید
  3. خونه خودِتونه بخورید
  4. خاک به سرم چرا چیزی نخوردید!؟
  5. چرا بچه ها رو نیاوردید؟!
  6. اینجا خونه خودتونه باید تا یک ماه بمونید
  7. سالی یکبار میایید حالا هم تعارف می کنید؟!

 

منابع :

  • فرهنگ فارسی معین
  • تحقیقات محلی شخصی
  • استفاده و مصاحبه با بزرگان کجان
  • استفاده و مصاحبه با افراد محلی
  • فرهنگ آبادیهای کشور

 

منبع  عکس:

  • سایت روستای کجان ۱قطعه
  • یوسفی مهدی(فززند حاج محمد علی) دبیر آموزش و پروش اصفهان

 

[۱] .اورازان

[۲] – علامه غروی

 

 

درباره ی مدیر سایت

مجله افق نایین ( فرهنگی ، اجتماعی) صاحب امتیاز : علی غفرانی کجانی تلفن تماس: 09132230727 03146254534 آدرس: نایین- زیرزمین پاساژ گلسرخ- دفتر مجله افق نایین

مطلب پیشنهادی

آسیاب ریگاره

آسیاب ریگاره به تجربه ثابت شده یکی از اموری که باعث آرامش روح و طول …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Powered by themekiller.com امداد رایانه اصفهان

تعمیر پرینتر در اصفهان hprepair.ir

نمایندگی تعمیر پرینتر canon در اصفهان hprepair.ir

شارژ کارتریج در اصفهان hprepair.ir